جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

222

ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )

همان حرام به عوض رزق حلال او ، و حساب نموده مىشود بر او در روز قيامت . پس بايد آنكه تاجر ، در حال اختيار و بدون ضرورت ، سفر دريا را ننمايد و در عين سرما و گرما و در وقت خوف در راه و به بلاد مخالف نيز ، سفر نكند . بلكه به بلاد بسيار بعيده نيز نرود چونكه اينها همگى ، علامت حرص مىباشد و وارد شده است كه « الحريص محروم » « 1 » و ايضا وارد شده است كه از نشانه سعادت مرد مسلم ، آن است كه كسب و تجارت او ، دور از خانه خودش باشد و سزاوار آن است كه در سفر به هر شهر كه برسد تفحص از بزرگان و اهل دين و كمال بنمايد و از خدمت ايشان ، مستفيض گردد و تجسّس از ضعيفان و درويشان بنمايد و به قدر مقدور به ايشان اعانت كند و دلجوئى نمايد و آن را غنيمت سفر خود داند و در ابيات منسوبه به جناب امير المؤمنين عليه السّلام است كه ؛ تغرّب عن الاوطان فى طلب العلى * و سافر ففى الاسفار خمس فوايد تفرّج همّ و اكتساب معيشة * و علم و آداب و صحبة ماجد « 2 » و تجارتى كه چندان ، دخل به نظام امر معيشت بندگان ندارد ، نكند از قبيل تجارت جواهر و ترمه و قاشوق و ظروف طلا و نقره و لباسهاى فاخرهء ابريشمى و زرى و آلات لهو و لعب و حلويات و ترشيجات و امثال آنها . چونكه اشتغال به اين امور ، دليل بر غفلت ، غرور و دنيا طلبى مىباشد و معاملهء ربا را به هيچ نوع ننمايد كه به فرمودهء « يمحق اللّه الربا » موجب زوال و بىبركتى رزق او مىباشد و در حديث « 3 » صحيح است كه يك درهم از آن بدتر و شديدتر از هفتاد زنا است كه به محارم خود باشد . و حبس و احتكار طعام را و آنچه ما يحتاج مردمان است ؛ ننمايد كه « المحتكر ملعون و الجالب مرزوق » « 4 » و فقاهت و احكام هر عملى كه تجارت در آن مىكند ، يادگيرد و معلوم كند چونكه « التاجر

--> ( 1 ) . مصباح الشريعة : 117 ( 2 ) . ديوان امير المؤمنين عليه السّلام : 53 ( 3 ) . كافى 5 : 144 / 1 ( 4 ) . كافى 5 : 165 / 6